close
تبلیغات در اینترنت
src="http://filmdoni.ir/kod/star.js"> گرمی شهری در نا کجا آباد زمان و مکان

گرمی شهری در نا کجا آباد زمان و مکان

  • تاريخ : جمعه 25 فروردين 1391
  • موضوع : گرمی ,
  • بازديد : 133

می گویند روزی سقراط حکیم بر دروازه شهری نشسته بود. شخصی به او رسید و گفت: من ساکن فلان شهر هستم و پس از سال ها تصمیم گرفته ام شهر خودم را عوض کنم و به شهر دیگری کوچ کنم به نظر شما این شهر برای مهاجرت چگونه شهری است؟

سقراط از آن شخص می پرسد: اهالی شهر شما چگونه مردمی هستند؟

او می گوید: مردمی هستند بدبین و زورگو که در امانت خیانت می کنند و نسبت به هم نامهربان و بیگانه هستند.
سقراط می گوید: اهالی این شهر نیز چنین مردمی هستند و آن شخص را از مهاجرت به آن شهر منع می کند.
در روزهای بعد، که سقراط در همان محل نشسته بود شخص دیگری به سقراط مراجعه می کند و می گوید علاقمند است که به این شهر مهاجرت کند. سقراط همان سوال قبلی خود را تکرار می کند و می پرسد: به نظرت اهالی شهر خودت چگونه مردمی هستند؟

آن شخص می گوید: مردمی صمیمی، مهربان، امانتدار و با دیانت. سقراط برمی گردد و می گوید: اهالی این شهر هم این گونه اند و آن شخص را تشویق می کند که به آن شهر مهاجرت کند.

رفتارها و نگرشهای هر شهروندی در سرنوشت آن شهر دخالت دارد. شهروندی که خود را عضوی از خانواده بزرگ شهری می داند و تلاش می کند همواره وظایف شهروندی را به خوبی انجام دهد باعث می شود رفتارهای شهروندی و اجتماعی شده در دیگران نیز پرورش یابد. مطالعات نشان می دهد که شهروندان مسئولیت پذیر و آشنا به حقوق شهروندی خود به خود به وجود نمی آید، بلکه در اثر آموزش مهارتهای زندگی جمعی و تحت آشنایی با فرهنگ شهرنشینی اهالی می آموزند، چگونه در یک شهر زندگی کنند، چگونه حریم خصوصی دیگران را محترم بشمارند و در نهایت چگونه در اداره یک شهر مشارکت نمایند.

شهر خوب یافتنی نیست، بلکه ساختنی است. شهر خوب را شهروندان خوب می سازند در حالی که خود نیز به همراه آن ساخته می شوند.

«شهر بهشت»، وقتي شهرمان را اين گونه نام گذاري مي كنيم، به دنبال چه هستيم؟ اگر بخواهيم كوتاه و رسمي پاسخ دهيم، جواب اين است: تقويت هويت شهري، ايجاد احساس تعلق خاطر شهروندان به شهر گرمی، افزايش همبستگي اجتماعي و مشاركت پذيري شهروندان گرمی در حوزه مديريت شهري و. . . اما تك تك اين واژه ها نياز به توضيح دارد. بياييد يك بار ديگر اين سئوال را با خود مرور كنيم: چرا شهر بهشت؟

روح جمعي شهر، وقتي از هويت شهر سخن مي گوييم از چيزي صحبت مي كنيم كه لزوما در ظاهر و شكل شهر وجود ندارد، بلكه در شاكله شهر نمود پيدا مي كند. هويت شهر، با شكل شهر تفاوتهاي اساسي دارد. شهرهاي زيبايي داريم كه ممكن است هيچ عامل هويتي در آن ديده نشود يا برعكس، شهري وجود داشته باشد كه در نگاه اول، سيمايي بسيار زشت و آشفته داشته باشد مثل گرمی، ولي همبستگي هاي اجتماعي، ياري ها و كمك ها، فرهنگ و رسوم حسنه آن، شاكل هاي زيبا براي آن شهر بسازد.

هويت شهر در پس ظاهر و در واقع در بطن شهر نهفته است و ممكن است، هيچ ربطي به شكل و ظاهر شهر نداشته باشد.

هر چند با نگاهي عميق تر، هويت تثبيت يافته در يك شهر مي تواند در درازمدت آثار خود را بر شكل و ساختار ظاهري شهرسازي و شهرنشيني نيز بگذارد. اما به هرحال زيبايي و زشتي شهر دليل موجهي براي با هويت بودن شهر نيست. بحث درباره هويت شهري اين است كه داخل شهر چه مي گذرد و چه هنجارها و رفتارهايي در شهر به وقوع مي پيوندد.

اكنون با نگاهي دقيق تر مي توان به اين انديشید كه عناصر تشكيل دهنده هويت شهر چيست و اين عوامل چه تاثيري بر همديگر دارند؟ اولين نكته اي كه بايد بدانيم آن است كه ارتباط بين عوامل هویت دهنده شهر ارتباطي دوسويه است. شهر بدون عامل انساني مفهوم ندارد. اگر در شهري، شهروند وجود نداشته باشد، آنجا شهر نيست. بنابراين وقتي از شهر صحبت مي كنيم، صحبت از تعاملات انساني است.

تعاملات انسان با انسان، انسان با محيط و انسان با شهر. به همين دليل عوامل تشكيل دهنده هويت شهر، همان عناصر شكل دهنده به هويت انسان است.

محورهاي شناخت و تعميق هويت شهري

براساس تعريفي كه از هويت شهري به دست آمد، براي تقويت هويت شهرگرمی بايد با نگاهي به خصايص ويژه فرهنگي و مكاني گرمی، محورهاي زير در دستور كاري كساني قرار گيرد كه درصدد شناخت و تعميق هويت شهري گرمی اند.

• تاثيرگذاري فرهنگ گذشت و ایثار بر فرهنگ و هويت شهري گرمی

• بازشناسي رويدادها و حوادث تاريخي شهر و همچنين بازشناسي شخصيت ها و چهره هاي اثرگذار در تاريخ شهر گرمی

• بررسي لهجه و زبان ،آيين ها، آداب و رسوم، بازيهاي بومي و مراسمهاي سنتي و اصيل گرمی

• شناساندن بافت ها و فضاهاي طبيعي و ديدني شهر

• اهتمام به آموزش شهروندان و آشنايي آنها با هويت تاريخي شهر و محلات مختلف

• ايجاد عناصر فرهنگي در شهر و محلات و توجه به عناصر ديگر تشكيل دهنده هويت شهر از جمله نما و منظره شهري

• گسترش گردشگري و استفاده از پتانسيل ها و ظرفيت هاي شهر با ايجاد زيرساخت ها و تاسيسات مورد نياز خصوصا ساخت هتل، سینما، فضای سبز، پارک و غیره

به نظر شما با چه نشانه هايي شهر گرمی تعريف و از روستا جدا مي شود؟ تراكم جمعيت و تراكم فضايي (ساخت خیابانها، جدول، بلوار، نهاد های اداری و سایر موارد) دو نقطه كليدي براي شناخت شهر است.

رسيدن به اين تعريف، پيامدش شكل گيري معاني اجتماعي در فضاي شهري است و از اين طريق فضاي شهري و ساختمان ها صورت اجتماعي پيدا مي كنند.

بخشي از بحران بي هويتي در معماري شهري گرمی به خاطر نبود الزام هاي نوسازي است. در شهرسازي يك وضع مطلوب و يك واقعيت اجتماعي كه در عملِِِ اجتماعي رخ مي دهد، وجود دارد. متأسفانه در رابطه با گرمی واقعیت اجتماعی به گونه ای است که در عمل بافت شهری بیشتر همانند یک روستا می ماند تا یک شهر! و این چیزی است که باید آن را بپذیریم.

شهر تصويري از اراده اجتماعي شهروندان و ديدگاه هاي فكري و فرهنگي آن ها را منعكس مي كند. معاني نهفته اجتماعي و سبك هاي زندگي كه رخ مي نمايد و ممكن است از مدل ذهني ما فاصله داشته باشد. فعالان اجتماعي و مسئولان دوست دارند، مردم سبك زندگي و روابطي در چهارچوب قواعد ديني داشته باشند ولي درعمل اجتماعي چيزهاي ديگري مي بينيم كه در الگوي پوشش و مصرف خود را نشان مي دهد.

فرهنگ را مي توان به دو بخش رسمي و غيررسمي تقسيم كرد. فرهنگ رسمي آن چيزي است كه مي خواهيم باشيم و از طريق رسانه ها و مسئولان آن را تبليغ مي كنيم. اما فرهنگ غيررسمي آن چيزي است كه هست و خود را در قالب زندگی فرهنگي نشان مي دهد.

ما در شهرهاي کوچک، گوناگوني و تنوع فرهنگي، اجتماعي زیادی نداريم. بايد به دنبال نسخه واحدي براي فرهنگ عامه بود زیرا ساکنین شهر گرمی با توجه به اینکه اکثراً از روستا های اطراف آن مهاجرت کرده اند و ساکنان این روستا ها هم به لحاظ فرهنگی و سبک زندگی تفاوت چندانی باهم ندارند. گرمی شهري با هويت هاي نه چندان متفاوت به لحاظ سبك زندگي است و در پس چهره مذهبي و تلاشگر افراد آن، متأسفانه نابساماني هاي اخلاقي وجود دارد كه يك وضعيت هشداردهنده است.

در این قسمت با عباراتی کنایه ای مسئولیت خود و شهروندان گرمی را در قبال بهبود وضعیت شهر بیان می کنیم که باشد تا همه ما درصدی از این وظایف خود را در قبال شهر گرمی انجام بدهیم.

چه کسی مسئول است؟

مهمان مهمی داشتم که از من خواست او را در شهر خودم بگردانم. برای اولین بار بود که چاله هایی را می دیدم که در خیابان های گرمی متبلور بود و مصالح ساختمانی که در پیاده رو ها ریخته است و راننده ها که ماشین خود را دوبله پارک کرده و رفته اند. انگار که مسئول همه ی این مشکلات خودم باشم، ذره ذره پیش مهمانم آب می شدم. شاید بگویید از قصد غرزورزی یا خدای نکرده دشمنی با کسانی این حرف را می زنم، اگر حرفم را باور ندارید مهمان عزیزتان را در شهر بگردانید. ببینید شهر شما باعث افتخارتان است یا آبروریزیتان.

آنهایی که همانند کبک سرشان را زیر برف گرفته اند و مثال کسی است که می گوید: اصلاً به من چه ؟

دیر هنگام بود. شهروندی از پنجره ی خانه خود بیرون از خانه را تماشا می کرد. احساس کرد در آن دور دورها آتشی روشن است و دودی از آن آتش بلند است.

او به این قضیه بی تفاوت شد و رفت خوابید. در حالی که صبح آن روز خود و خانواده اش به علت سوختگی شدید راهی بیمارستان شده بودند. آتش به خانه ی آنها نیز سرایت کرده بود. حالا شما بگویید آیا در شهر گرمی شخصی هست که مصداق شهروند بالا را نقض نماید!؟ اما دوستان مسئله این است که یکی از شورای محترم شهر گرمی خطاب به شهروندان گفت: هدف شما اگر زندگی است به فکر شهرتان باشید، چون 24 ساعته در آن حضور دارید. لذا من می گویم؛ هدف ما اگر فقط زنده بودن است، در میان انبوه زباله ها، لجن ها و چاله چوله ها هم می توان زنده ماند. متفکرانِ صاحبان خرد و دست اندر کاران هر شهری مغز آن شهر هستند. وقتی مسئولان و خردمندان شهر ما نسبت به سرنوشت آن، بی تفاوت باشند آن شهر بدون مغز اداره خواهد شد. زیرا ما شورا نداریم، شهردار نداریم و ...... نداریم.

نه! اگر اینگونه بگوییم شاید کمی بی انصافی باشد زیرا شنیدم یکی از شورا ها خطاب به شهروندان گفت: می دانم همه ی اهالی شهر از وضعیت کندن خیابان ها توسط سازمان های مختلف و چاله های آنها گلایه دارند! چه کنیم که پدران ما در هنگام تشکیل شهر به فکر فرزندانشان نبوده اند. بیایید تلاش کنیم در ساخت و سازها، کاری کنیم که فرزندان ما بر بی درایتی پدرانشان صحه نگذارند. یا یکی از دوستان جهت مشاوره به یک جامعه شناس مراجعه کرد و گفت: چگونه می توانم شهر گرمی را از شرایط بسیار بد کنونی به شرایط مطلوب برسانم ؟

جامعه شناس گفت: روی آرزوها و امیال شهروندان کار کن. شهروندانی که فقط امروز را می بینند، در حوزه­ی امروز حبس می شوند. شهروندانی که فقط خودشان را می بینند، شهر را به خانه خودشان می آورند و شهروندانی که شهرشان را می بینند، سرنوشت خانه را به سرنوشت شهر گره می زنند.

به نظر شما شهروندان عزیز گرمی شعار ما، شعار شهروندان کدام یک از شهر زیر می تواند باشد و چه زمانی و چگونه می توانیم این شعار را عملی کنیم؟

یکی اینکه اول من، دوم شهر من، سوم کشور من شعار شهروندان شهر دیگر این بود: اول کشور من، بعد شهر من، سوم من، وقتی وارد شهر اول می شدی متوجه می شدی همه به فکر خودشان هستند در حالیکه همه از وضعیت موجود شهر به تنگ آمده بودند چون احساس می کردند شهر آنها یک جهنم است و کسی دیگر به فکر شهر و کشور نبود. وقتی وارد شهر دوم می شدی نمونه ی بهشت را به خوبی می دیدی.

رییس شورای یک شهری! در مراسم افتتاح یکی از چهار راه های بزرگ این شهر!(منظورم گرمی نبود ها!!!!!) خطاب به جمعیت انبوهی که برای مراسم افتتاح آمده بودند گفت: هر شهری مثل یک کشتی است و هر شهروندی که وارد شهر می شود در حقیقت مسافرین این کشتی است. شهردار سکاندار است و اعضای شورای شهر ناخدای کشتی! اگر کشتی را خطری تهدید کند، همه شهروندان در خطرند و اگر کشتی امن باشد، برای همه امن است هیچ کس نمی تواند به صرف این که دلش می خواهد به سوراخ کردن کشتی بپردازد چون او با این کار سرنوشت همه مسافران را تهدید می کند و بهترین نظارت برای امر، نظارت عمومی است. باید هر یک از مسافرین این کشتی همدیگر را به کارهای خیر دعوت کنند و از کارهای زشت نهی نمایند و کاری هم به سکانداران و کدخدایان آن نداشته باشند. راستی شهری با این شرایط به غیر از شهر گرمی عزیز می تواند وجود داشته باشد؟ می تواند؟ می تواند؟ می تواند؟ . . . .؟ نه عزیزان به نظر من سرنوشت مشترک، تلاش مشترک می طلبد. برای عبور از طوفان ها همه باید پارو بزنند و کسی که کدخدای یک کشتی می شود باید پاروی بزرگتری هم بزند، نه بر روی عرشه لَم داده و به این و آن بخندد!

اجازه می خواهم یک مطلبی را به صورت کاملاً جدی برای شما عزیزان بیان کنم؛ در گذشته چنین استنباط می شد که شهردار است که یک شهر را کنترل و هدایت می کند، اما در طول چند سال اخیر، این نحوه ی تفکر به وجود آمده است که آشنایی شهروندان به حقوق و وظایف شهروندی است که باعث خود کنترلی و شهر کنترلی می شود. هر چه شهروندان با حقوق خود بیشتر آشنا باشند و نسبت به انجام وظایف شهروندی بیشتر بکوشند، آن شهر آبادتر، زیباتر و در نهایت برای زندگی سالمتر خواهد بود. حالا می من از شما می پرسم ما چگونه می توانیم خود کنترل و شهر کنترل باشیم؟

حالا اگر برای یک شهر، شورایی در کار نبود، شهرداری وجود نداشت که سر سهم خواهی عین خروس به هم بپرند من در جواب پرسش های پیشرفت شهر چنین استنباط هایی می داشتم و لی .....

می پرسید: چگونه بدانم که شهری برای زندگی مناسب است؟

می گفتم: از رضایت شهروندان

می پرسید: چگونه بدانم که شهری در حال پیشرفت است؟

می گفتم: از درایت شهروندان

می پرسید: چگونه بدانم که شهری مورد رحمت خداوند است؟

می گفتم: از صداقت شهروندان

می پرسید: چگونه بدانم شهری شورای شهر خوبی دارد؟

می گفتم: از هدایت شهروندان

می پرسید: چگونه بدانم شهری جوانان موفقی تربیت می کند؟

می گفتم: از حمایت شهروندان

کافیه دیگه! سر شما عزیزان را زیاد درد نیاورم. برای رفع خستگی هم که شده بگذارید حکایتی برای شما بگویم شاید خوشتان آمد؛ شهردار شهری باخبر شد یکی از دانشمندان و فضلای شهر به شهر دیگری سفر کرده است و قصد ماندن در آن شهر را دارد. شهردار شبانه با تعدادی از اهالی و شورای های شهر به شهر مورد نظر رفتند و از آن فرد دانشمند خواستند به شهر خودش برگردد. یکی از شورا ها گفت: سرمایه اصلی شهر ما شما هستید. شهر ما را از ثروت واقعی محروم نکنید. لذا با تمهیداتی که آنها و شهرداری اندیشیده بودند، دانشمند مورد نظر به شهر برگشت.(گفتم یک حکایت است! خیال نکنید یک امر واقعی آن هم در گرمی باشد!)

حالا در اینجا یک سوال مهمی بد جوری ذهن مرا به خود مشغول کرده است، لذا از شما ها می خواهم بپرسم چرا در شهر گرمی همیشه دعواهای گروهی، طایفه ای و رابطه ای مشکلاتی را برای شهر بوجود می آورد. به نظر شما علل این مشکل نمی تواند این باشد که کلمات ‹‹ متأسفم ، ببخشید، کمک نیاز دارم یا گوش شیطان کر-بفرما مال شما!›› در فرهنگ لغات مسئولان،شوراها، آغساقّال ها و شهروندان ما نیامده است.

در پایان این بخش می خواهم از شرحال یک شهروند تبریزی حدیثی برای شما بیان کنم: از ایشان پرسیدم: چگونه شده که در شهر شما انسان ها این قدر به هم احترام می گذارند، مسئولان این قدر باهم همکاری دارند و شهر را به این زیبایی ساخته اند؟ خیلی ساده . . . .

او گفت : ما سه قانون را در شهر پذیرفته ایم؛

1- با هر شهروندی چنان برخورد کن که مثل اینکه مهم ترین آدم روی زمین است.

2- پشت سر دیگران نکات مثبت او را بگو

۳- به دیگران اجازه رشد و پیشرفت بده آن وقت تو هم بالا خواهی رفت.

در قسمت پایانی می خواهم صادقانه و مستقیماً آقایان شورای شهر را مورد خطاب قرار داده و گلایه ها و سوالات خود را از آنها به شکل دیگری بیان کنیم! دوستان و زحمت کشان گرامی از زمان حضور شما، شهر و شهرداري گرمی تاكنون چه پيشرفتهايي داشته است؟

اگر بخواهيم يك نگاه اجمالي به قضيه داشته باشيم انصافاً پيشرفت ها خوب نبوده و قابل قياس با وضع زمان قبل از شما ها نیست. با شرایط به وجود آمده تا رسيدن به وضع ايده آل فاصله زيادي هست و نيازهاي زيادي مردم دارند و با توجه به رویدادهای اخیر به راحتی می توانیم بگوییم گرمی فعلی کجا و شهر کجا؟

ببينيد، وجود شورا ها و شهرداري برای شهرسازي چه پیامدی می تواند داشته باشد؟ ایجاد و بازسازی خيابانها و کوچه ها و بلوارها و ميادين شهری نمی تواند مهمترين دست آورد شوراها و شهرداری برای تبديل شهر گرمی به روستا طی اين ساليان اخیر باشد؟ حالا بماند که به دنبال آنها تأسيس برخي نهادهای تفریحی و رفاهی از جمله هتل، سینما، پارک، مجتمع و کانون های تفریحی و ورزشی و خدمات مرتبط و نيز تأسيس شبكه وسيع ارتباطی، احداث زمين ورزشي، توسعه و تأسيس فضای سبز جديد، همه اينها از خدماتي نیست كه در اين مدت انجام شده است؟

قبول داريد با وجود همه اينها، اما هنوز نيازهاي زيادي بويژه در بحث ورزش، عمران شهری، چهار راه و چاله و چوله های خیابانها يا فرهنگ احساس می شود؟ ما اهالی گرمی معتقدیم هنوز مشكلات زيادي داريم ولی در مقابل آن یقین داریم شوراي شهر و شهرداري به دور از درگیری در مباحث سیاسی و احیاناً جبهه بازی و گروه بازی، هميشه مشكلات و نواقص را رصد مي كنند و در حد مقدورات دنبال حل آنها هستند. (باور نمایید ما بر این باوریم!!!!!!!!!!)

اگر قبول نداريد پس چه اقداماتي براي اين بخش ها كرده ايد و يا در دست اقدام داريد؟ لابد يكي از كارهايي كه از سوي شهرداري صورت گرفته احداث زمين چمن ورزشي است كه بستر ورزش را براي جوانان فراهم كرده و هم اكنون به لطف همين بسترها گرمی اكنون يك تيم فوتبال در ليگ دسته چند کشوری با نام شهرداری گرمی دارد اما با اين وجود به دليل كمبود بودجه شهرداري نتوانستيد توسعه بيشتري دراین بخشها بدهيد، بايد تمام ادارات، امام جمعه محترم، فرمانداری و نماینده مردم در مجلس هم همت می کردند و تمام وقت و کت بسته در اختیار شما بودند تا با كمك هم نيازهاي شهری را مرتفع می کردید. (آخ ای وای بمیرم برای شما دوستان که با این همه نا ملایماتی ها از سوی مسؤالان شهرستان مواجه شده اید!)

در دهه فجر امسال چه برنامه ها و طرح هایي براي بهره برداري داشتید؟ بودجه سالانه شما چقدر است؟ آیا با هزينه های شما همخواني دارد؟ لابد به هيچ وجه! زیرا همين چهار راه جدید گرمی را در نظر بگيريد، براي آماده سازي و تکمیل اين چهارراه چندین ميليارد تومان نياز بود اما بودجه سالانه شهر ما فقط 100ميليون تومان بود که ما بقی پول را از جیب خود و پیمانکار طرح تهیه نمودید و این طرح را به بهره برداری رساندید. ( اِ ببخشید! به بهربرداری خواهید رساند! نه اصلاً چهاراهی در کار بود؟ آیا شهری به نام گرمی بوده تا چهار راهی هم داشته باشد؟ من خودم سردرگم شدم و چیزی حالیم نشد، البته زحمات شما بر کسی پوشیده نیست! این طرح متأسفانه نامرعی است و دیده نمی شود!)

آينده گرمی را چگونه مي بينيد؟ اگر مردم همكاري كنند و مجدداً به شما رأی بدهند به نظر شما خیلی از مشکلات حل نمی شود؟ یا تا سرمايه گذاري مردمي نباشد شهر آباد نخواهد شد؟ اصلاً برای گرمی آینده ای متصور هستید؟ شما اگر بخواهيد يكي از كارهاي مثبت دوران شورا بودنتان را نام ببريد به كدام اشاره مي كنيد؟ این شهرداران بی عرضه قبلی چرا و از دست چه کسانی فرار کردند؟ حالا ببینید اردبیلی های بی مخ را که از ضایعات ما به عنوان شهردار شهری به آن بزرگی استفاده می کنند!! راستی وجود شورا برای یک شهر مثل گرمی مایه پیشرفت می شود؟ یا موجبات تمام بدختی های ما بیچارگان از صدقه سر همین شورا است؟

سوالات متعددی، در زمینه ی انگیزه ی ساخت گرمی، مورد بحث است! یکی از سوال ها این است: بر ما چه می گذرد؟ محرک ها چیستند؟ امور بسیاری در حال وقوع است که موجبات نا امیدی ما را فراهم می کند.

سوال دیگری این است: که در آینده چه پیش خواهد آمد؟ گرایش های محیطی را با این فرض مورد مطالعه قرار می دهیم که واکنش های محیطی نهفته در آن، آینده را به وجود می آورند و این بیش از پیش باعث افسردگی و نا امیدی ما خواهد بود...

سوال دیگر: واکنش ما چیست؟ ما چه خواهیم کرد؟ ما چگونه می توانیم در این وضعیت، ابتکار عمل را به دست بگیریم..؟ با در نظر گرفتن و استعلای شیوه ی مدیریت و توجه به نقطه نظر افراد مختلف جامعه و تمرکز بر چند کار بسیار عملی و قابل اجرا مطمئناً روح تازه ای از هیجان و امید و هوشیاری در ما می دمد..

عدم رویارویی با واقعیت ( بی کاری و نا امیدی و افسردگی ،به ویژه در جوانان، وضعیت چهارراه، چاله و چوله های بی نهایت خیابانها و نبود فضای سبز و پارک و مجتمع های رفاهی) پذیرش این آرمان است که، آن چه در محیط ما رخ می دهد، تعیین کننده ی وضعیتمان است در صورتی که طبیعت راستین ما این است که دست به عمل بزنیم، نه این که مورد اعمال نفوذ دیگران قرار بگیریم. این امر این توانایی را به ما می بخشد که واکنش خود را نسبت به اوضاع و شرایطی ویژه انتخاب کنیم و اوضاع و شرایط ویژه ای را به وجود آوریم. اقدام به عمل به معنای زورگو و نفرت انگیز یا پرخاشگر بودن نیست بلکه به معنای شناخت مسئولیت خود برای پدید آوردن امور است. عامل بودن و اقدام کردن بخشی از طبیعت انسان است..!

به امید سر افرازی شهر گرمی

آفریننده و نگارش: وبلاگ نگهبان گرمی اول فروردین ۱۳۹۱


نظرات وبلاگ

نام شما :

آدرس وب سايت :

پست الکترونيک :

ايميل * (براي عموم نمايش داده نخواهد شد) پيام شما :

شکلک ها :
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S


نظر خصوصي کد امنيتي :