close
تبلیغات در اینترنت
src="http://filmdoni.ir/kod/star.js"> دنیای قشنگ من

دنیای قشنگ من

  • تاريخ : دوشنبه 15 اسفند 1390
  • موضوع : <-PostCategory->
  • بازديد : 89

این میشد که یاد بگیریم
"جهان سومی" شادی کنیم... به جای اینکه دست در دست دخترک بگذاریم،او را
...با او قدم نزنیم و فقط دنبالش کنیم...یا اینکه نگوییم" دوستت دارم" و
بگوییم " امروز خانه خالی دارم"

در عوض دغدغه هایمان بازهم جدی هستند...اینکه از امروز که 15 سال داری،
باید مثل یک مرتاض روی کتابهای میخی مدرسه ات دراز بکشی و تا بیست و چهار
سالگی همانجا بمانی... بترسی از این که قرار است چند صفحه پر از سوالات
"چهار گزینه ای" ، آینده تو ، شغل تو ، همسر تو و لقب تو را تعیین
کنند... تو فقط سه ساعت برای همه اینها فرصت داری...


شادی ها و دغدغه های جوانی ما: شادی ها کمرنگ تر میشوند و دغدغه ها پررنگ
تر... شاید هم این باشد که شادی هایت هم، شکل دغدغه به خودشان
میگیرند...مثلا شادی تو این است که روزی خانه و ماشین میخری ... اما
رسیدن به این شادی ها برایت دغدغه میشود....رسیدن به آنها برای تو هدف
میشود...هدفی که حتما باید "جهان سومی" باشی که آنرا داشته باشی... و هیج
جای دیگربرای کسی هدف نیستند...
معیارهای " آدم خوب بودن" جهان سومی هم دغدغه تو میشود.....اینکه سر پا
مثانه را خالی کنی یا نشسته.... اینکه موهای کجای بدنت را میتراشی و کجا
را نمیتراشی...و میترسی از اینکه نکند کسی قبل از خدا، تو را در این دنیا
محاکمه کند...
بعضی از شادی هایت غیر انسانی میشوند...با پول ********ت را میخری....با
گردی سفید مست میشوی نه با شراب... با دود دغدغه هایت را کمرنگتر میکنی و
غبار آلود....
اگر جهان سومی باشی، استاندارد و مقیاس های تمام اجزای زندگی تو، جهان
سومی میشوند... اینکه در سال چند بار لبخند میزنی...در روز چند بار گریه
میکنی...راهی که تو را به بهشت و جهنم میرساند... و حتی جنس خدای تو هم
جهان سومیست....
در این دنیای عجیب، دیدن دست برهنه یک زن هم میتواند براحتی تو را خطاکار
کند و قلبت را به تپش وادارد...در این دنیا "سلام " به غریبه و بی دلیل،
نشانه دیوانگیست... لبخند بی جای زن هم دلیل (......) اوست...
در این جهان سوم ، کسی را نداری که به تو بگوید چقدر مسواک و خمیردندان،
واکسن، ک.ا.ن.د.و.م، بوسیدن، خندیدن، رقصیدن خوب هستند...اینکه آینده خوب
را خودت باید رقم بزنی و کسی قرار نیست برای این کار به تو کمک بکند....
اینکه همیشه جهان اول ، طاعون جهان سوم نیست...
گاهی فکر میکنی که به سرزمین جهان اولی ها مهاجرت کنی تا از جهان سومی
بودن رها شوی...اما میفهمی که با مهاجرتت شادی ها، دغدغه ها، جهانبینی،
خدا و معیارهایت هم با تو سفر میکنند..... گاهی میمانی که این جهان سوم
است که کیفیت تو را تعیین میکند یا اینکه "تو " جهان سوم را درست میکنی؟
یک بار یک دانشجوی خارجی از استاد پرفسور محمود حسابی پرسید، "می گویند
شما از جهان سوم آمده اید ،جهان سوم چگونه جایی است؟ " استاد جواب دادند
" جهان سوم جایی است که اگر بخواهی کشورت را آباد کنی، خانه ات خراب
خواهد شد و اگر بخواهی خانه ات آباد شود باید در تخریب کشورت بکوشی


نظرات وبلاگ

نام شما :

آدرس وب سايت :

پست الکترونيک :

ايميل * (براي عموم نمايش داده نخواهد شد) پيام شما :

شکلک ها :
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S


نظر خصوصي کد امنيتي :